بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘فوتبال’

ورزشی نویسی

۱۰ آذر ۱۳۸۷ سامان حمیدی ۵ دیدگاه

قدیم‌ترها وقتی به نوشته‌هام نگاه میکردم و درنهایت تصمیم‌میگرفتم که قیچی را نگذارم و از سروتهش بزنم که بشود به زیور طبعش آراست؛ این ایده میامد سراغم و گهگاه ذهنم را مشغول‌میکرد. اینکه ورزشی‌نویسی ژانری‌ست که پشت‌تیغ گیرنمیکند و ورزشی‌نویس شخصی آزادست. الان مدتهاست این ایده را باورندارم که ورزشی‌نویس میتواند بنویسد و بنویسد و مطلبش قیچی‌نشود.
بخشی از گفتگوی کامنتی‌ام در یکی از سایتهای ورزشی را اینجا میگذارم، مطلب موردبحث علی‌دایی بود. سعی کردم نویسنده سایتی که خیلی هم دوستش دارم از نوشته‌ام دلخورنشود چون درحقیقت هم قصدم شفاف صحبت‌کردن بود و نه دیگری را دلخورکردن.
لینک مطلب در سایت لست کیک

اقای سامان،
من (سیروس _ ا )هستم ودوستان گاهی اقای (سیروس _ س) را با من اشتباه میگیرند و اعمال غلط بنده را از چشم ایشان میبینند. چون شما به مستندات علاقه مندید که این بسیار عالیست ولی همیشه کارامد نیست لازم میبینم که موردی را ذکر نمایم. بیشتر روابط غیرسالم مخفی ست و طرفین رابطه سعی در مخفی نگه داشتن ان میکنند. اگر اشتباه نکنم حتی قران هم در جائی میگوید (درک میشود ،ولی توصیف شدنی نیست). اگر شما قادر به توضیح این مسئله که اقای دائی با کدام معیار منطقی و مستند به رتبه مربی گری تیم ملی ایران رسیده است هستید و میتوانید برای جمله (لابی با خدا ) ایشان توضیح مستندی بیاورید ، لطفا بنده حقیر را هم بی اطلاع نگذارید که با اشتباهاتم مزاحم وقت مردم نشوم (سیروس ا )

جوابیه من به ایشان:
دوست عزیز آقای سیروس ـ ا، حرف حساب جواب ندارد.
شرایط کنونی تیم ملی زائیده‌ی اعمال تعدادافرادی مختلف است و من بعنوان یک طرفدار واقعی فوتبال آنقدری خداراشکر میفهمم که از چیزی الکی تعریف‌نکنم به صرف علاقه‌ام به چندتا فاکتور بارز در علی‌دایی. علی‌دایی یا هرکس دیگر کارجالب دارد کار پربحث هم دارد، ولی یک ولی مهم اینکه؛ بخاطر فلان ایراد، کارهای قبلی یا بدون ربطش به‌امروز را نباید شست و کناری‌گذاشت. مثال: علی‌دایی بعنوان مربی سایپا در دوبازی با استقلال‌تهران، هرچه از روند بازی میگذشت، هافبکهای‌تیمش میانه‌زمین را با هرقیمت تصاحب‌میکردند و با تعداد پاس بالا – کاملا بالاتر از میزانی که در فوتبال ما مرسوم است – بازی را از کنترل میزبان درآورده و حملات پرشماری را پایه گذاری کرده، تاکتیک خودشان را در زمین حریف و مقابل تماشاگران پرشمارش دیکته‌میکردند. این زیبا بود و تازگی‌داشت؛ آنقدر جالب که شخصی مثل مجیدجلالی بیاید و در برنامه نود به تمجید کم‌نظیر از علی دایی بعنوان‌مربی بپردازد. همین آقا بعنوان مربی تیم‌ملی تیمی‌دارد که حسرت ۴ تا پاس پیاپی و سالم را به دل هواداران میگذارد.
حالا من بیایم و فقط تعریف‌کنم و بگویم فلان و بهمان، همانقدر دور از منطق است که اگر بخاطر امروز، دیروزش را هم زیر سئوال ببرم. همین. درضمن آیا در ماجرای مبعلی، نیکبخت و علی‌کریمی فقط علی‌دایی مقصر بوده؟ دوطرف ماجرا را باید دید، دیگران و اطرافیان موجه و غیرموجه را، به به‌انضمام مطلبی که جنابعالی اشاره‌کردید، خیلی از مستندات را بنده‌نمیدانم. اما آنچه را هم میدانم به‌حساب نیاورم؟ بی‌توجه به همه‌چیز، مثل پرشمار اشخاصی که میگویند فلانی عالی‌ست هرچه کرده درست‌است یا نه برعکس بگویم فلانی هرچه‌کند بیربط است؟ ازطرفی بسیاری از مردم شاید کیفیت بازی مبعلی را از یاد برده باشند یا جوادکاظمیان که هردوی اینها در امارات عالی هستند، علی‌دایی با هیچکدام کاری‌ندارد، توجیهش چیست؟ ایمان و جواد در امارات از خیلی از بازیکنان‌فعلی تیم‌ملی بهترهستند.
یا این‌یکی: زمانی که از سایپا چندنفر را دعوت کرد، ازین چندنفر آماده‌ترین‌شان در آنزمان را خط‌زد، باخودبازیکن صحبت‌کردم و حرفهایی که از مربی شنیده‌بود را شنیدم، که توجیه درستی‌نبود؛ در حالیکه در همان‌زمان ابراهیم‌صادقی که دیگر آن فرم زمان‌قهرمانی با سایپا را نداشت – که خیلی عالی بود، با حرکتش تیم راه‌می‌افتاد و کیفیت خوبش را مقابل اکثر تیمها نشان‌داد و همه دیدند بعد از قهرمانی با سایپا و گذراندن سالی استثنایی بدل شد به بازیکنی که سالهای متوالی بود – در تیم‌ملی بازی‌کرد، درحالیکه بازیکنی که آنزمان کاملا آماده بود در تیم ملی بازی نکرد، در سایپا هم وضع‌جالبی پیدانکرد و امروز دیگر جزو خوبهای لیگ‌ما نیست. توجیه‌دارد؟ من باید توجیه‌کنم؟ یا به‌این خاطر بگویم علی‌دایی در هرتا هم شانسی به میلان‌گل‌زد یا بگویم علی‌دایی کسی بود که بلیتش برد و بالا آمد و همه‌جا همینطوری مثل لوک‌خوش‌شانس مدارج ترقی را طی‌کرد؟ در اصل از ابتدایی‌ترین نیازهای یک‌بازیکن محروم‌بود؟ آنجا هم لابی میکرد؟
علی‌دایی با همان ادله‌ای مربی تیم‌ملی شد که شخصی‌مانند امیرقلعه‌نوعی. خوب است؟ یا بد؟ این دونفر به دلایلی از خیلی‌ها لیاقت کمتری نداشته و ندارند که از منظری از اکثر گزینه‌ها فاکتورهای مثبت بیشتری ‌هم دارند. از نظر شخص من – که میتواند برای شما علی‌السویه باشد – در شرایط ما سرمایه‌گذاری روی این‌اشخاص از ‌بیشتر گزینه‌های دیگرمان بهترست. امیر امروز و بعد از آنهمه ماجرا گزینه خیلی‌بهتری حتی هست. علی‌کریمی در زمان انتخاب‌مربی برای تیم‌ملی نظرش روی علی‌دایی بود و غلط‌هم نمیگفت. بگمانم تورج عاطف، پس از انتخاب علی‌دایی نوشت مکانیزم انتخابی غیرشفاف ولی انتخابی‌درست؛ دیگران خیلی برتر بودند؟ دلایل کافی و ادله مشخصی‌نداریم. اینبار هم مثل همیشه صعود یا عدم‌صعود تیم‌مان به دقیقه‌نود میکشد؟ شاید.
من مسئول این ورزش یا فوتبال بودم انتخابم چیزدیگری بود. شما هم همینطور، شاید. یک مسئله میتواند سیاه یا سفید مطلق نباشد.
من مثل شما آقای سیروس ـ ا عزیز، قلمی روان ندارم، اما امیدوارم منظورم را رسانده‌باشم. طبیعی‌ست که من در سایت شما خلاف مطلب‌تان نظربنویسم و دوستان‌تان بیایند ناسزابنویسند درجهت دلداری و همراهی‌تان؛ اما خودتان نیک‌میدانید دیالوگ با نظرات‌مخالف کم‌ارزش‌تر از زنده‌بادگفتن همراهان و هم‌جهتان نیست. اگر در عرصه ورزش و فوتبال مملکت‌مان این حوصله و اعتقادبود، وضع‌بهتر بود. هراز گاهی، عده‌ای درین فدراسیون جمع‌میشوند و اسب‌خود میرانند و نظرات‌مخالف باخود را به‌هیچ‌گرفته و حداقل از نیمی‌از امکاناتشان بی‌بهره می‌مانند و نوبت‌بعدی که گروه‌بعدی سرکار آمدند همین‌کار و روش را برسر گروه‌قبلی اجرامیکنند و تا امروز که این‌روش‌کار در بسیاری فدراسیون‌ها و تیمها اجراشده و ضررش به‌همه رسیده، از بازیکن و مربی تا هواداران واقعی تا به‌قول‌بعضی‌رسانه‌ها، تماشاگرنماها. اگر نوشته اینجانب باعث دلخوری‌تان شده پوزشم را پذیرا باشید. گمان‌میکنم حسن‌نیتم پنهان نمانده‌باشد. آقای سیروس ـ ا موفق‌باشید.( سامان – خودم )

جوابیه آقای سیروس ا:
با سلام و تشکر بسیار بابت وقتی که گذاشتید! سامان عزیز قبل از هر چیز مایلم بدانید که هیچکدام از مسائلی که عنوان نمودید برایم علی السویه نیست و نخواهد بود!!! شاید بزرگترین مورد اختلاف ما در مورد اقای دائی این باشد که شما تنها در بعد ورزشی به مورد نگاه میکنید و دید من تنها ورزشی نیست. سعی میکنم در مقاله ای این مورد را بشکافم و البته سایت لست کیک مجاز خواهد بود که انرا درج نموده و یا غیر قابل درج تشخیص دهد. در اینجا تنها به این مورد اشاره میکنم که مورد دائی موردی استثنائی در مسائل اجتماعی و فرهنگی و سیاسی ایران در طول بخصوص تاریخ معاصر نیست و دغدغه اصلی من اینست که ما چندبار باید از یک سوراخ گزیده شویم؟! (سیروس ا )

Categories: فوتبال Tags:

آیا بیل گیتس خریدار نیوکاسل است؟

۲۸ شهریور ۱۳۸۷ سامان حمیدی بدون دیدگاه

خبری در رسانه‌های ورزشی درج شده مبتنی بر خرید باشگاه فوتبال نیوکاسل یونایتد توسط بیل‌گیتس. یکی از خبرگزاریها بیل‌گیتس را مالک باشگاه عنوان کرده ولی اصل قضیه اینطورنیست حداقل هنوزنه.
ماجرا از جایی شروع میشه که مالک فعلی باشگاه، مایک‌اشلی مشکل‌بزرگی پیداکرده به نام کلوپ‌هواداران‌باشگاه که سرسختانه خواهان خروج‌وی از باشگاه‌هستند. باشگاه شرایط مناسبی‌ندارد و حتی شرایط اسفناک و کم‌سابقه‌ای دارند. درین‌میان لیستی وجود دارد از خریداران بالقوه باشگاه که نامهای بزرگی درآن بچشم میخورند. بیل‌گیتس، گروه‌سرمایه‌گذاری‌دوبی و آنیل‌آمبانی ششمین ثروتمند‌دنیا. گروه‌ثروتمند کشورامارات، منکر علاقه‌شان به این باشگاه‌شده و حتی بنظرمیرسد آنها مصرند باشگاه لیورپول را بخرند. آنیل‌آمبانی مدتیست در بازار نقل‌و انتقالات فوتبال‌جزیره حضورپیداکرده ولی درنهایت کارخاصی انجام نداده. گزینه های دیگری هم درلیست‌هستند، اما نام بیل گیتس جذابیت‌خاصی به ماجرابخشیده. سئوال روز در اطراف باشگاه این‌است: آیا بیل‌گیتس، نیوکاسل را میخرد؟

سئوال دیگر: بیل‌گیتس به تنهایی خریدار احتمالی‌ست یا ماکروسافت؟
نکته آخر: همه این حرفها در بازار گمانه‌زنیهای فوتبال‌جزیره طرح‌شده، بازاری پرحرف و پرشایعه.

Categories: فوتبال Tags:

Titan, Volkano, Kahn Forever

۱۳ شهریور ۱۳۸۷ سامان حمیدی بدون دیدگاه

الیورکان در حضور ۶۹ هزار تماشاگر حاضر در آلیانزمونیخ، بعنوان گلر از فوتبال خداحافظی کرد. جشن و حواشی زیبایش را شبکهzdf برگزارمیکرد و بزرگان فوتبال آلمان همگی نظاره‌گر مراسم بودند. کان در دیدار بایرن‌مونیخ و تیم‌ملی‌آلمان تا دقیقه۷۵ از دروازه بایرن محافظت‌کرد. دیدار با تساوی ۱-۱ به‌پایان‌رسید.

یاد احمدرضاعابدزاده بخیر که در بازی خداحافظی‌اش چند دقیقه‌ای توی بازی بود، بسرعت بیرون‌رفت و یک‌توپ هم دشت‌نکرد! بازی را که نگهداشتند تا احمدرضا بیرون‌برود، الیورکان از آنسوی زمین بسوی احمدرضا عابدزاده دوید تا او هم در خداحافظی نقشی داشته‌باشد.

Categories: فوتبال Tags:

ایران و فیفا در شانزده نما

Categories: فوتبال Tags: ,

My Captains

KAHN2.0 My Captains
KAHN1.1 My Captains
KAHN3.1 My Captains
Categories: تصویر, فوتبال Tags:

تماشای جام‌جهانی در سکوت

bmonk1 تماشای جام‌جهانی در سکوت
… اما راهبان بودایی بر سر یک نکته توافق دارند، آن‌هم اینکه راهبان نباید هنگام تماشای مسابقات فوتبال بیش از حد هیجان‌زده شوند .
پریما‌گیسانا می‌گوید : در شان یک راهب نیست که داد و فریاد کند و هیجان‌زده شود . این برخلاف تعالیم بوداست . ماباید آرام باشیم و با متانت با همه چیز روبرو شویم .
پراپورناچی یکی دیگراز روحانیون بلندپایۀ بودایی هم می‌گوید : من خودم هم فوتبال دوست دارم و طرفدار تیم آلمان هستم . اما در طول این سالها یاد گرفته‌ام احساساتی نشوم . اگر آلمان ببرد خوشحال می‌شوم، اگر هم ببازد، نتیجه را قبول می‌کنم .
پراما سوریا یکی از راهبان بودایی می‌گوید :‌من آرامش خود را هنگام تماشای مسابقات تیم مورد‌علاقه‌ام حفظ می‌کنم . اما این کار چندان ساده نیست، چون معبد ما نزدیک محل تجمع توریست های خارجی‌ست و من مدام صدای داد و فریاد مردم را هنگام تماشای مسابقات می‌شنوم .

+ مطلب کامل در صفحۀ ویژۀ جام‌جهانی از خبرگزاری میراث فرهنگی

پیش از این رویتر گزارش کرده بود که راهبان بودایی کامبوج از تماشای دیدارهای جام جهانی منع شده اند، مگر بصورت خصوصی و در سکوت .
+‌ متن خبر از رویترز در یاهو نیوز

Categories: جامعه, سینما, فوتبال Tags:
Get Adobe Flash playerPlugin by wpburn.com wordpress themes