دوساعت پیش از آغاز الکامپ چهاردهم در نمایشگاه حضورداشتم، با وجود اینکه دوستداشتم نمایشگاه را ببینم، فقط دوساعت مانده به پایان الکامپ، مهلتی فراهمشد و توانستم بعضی غرفهها را ببینم برای سفارش پیشفاکتور و مواردی مشابه. دوستداشتم فارغالبال در محیط نمایشگاه قدمبزنم. محیط جالبیبود. اشخاصی را میدیدی که بهترین رفتار دربرابرشان پرسیدن و گوشفرادادن دقیقبود تا چیز تازهای یادبگیری؛ همچنین برعکس، افرادی که سعیمیکردی مودبانه متقاعدشانکنی وقتنداری و باید هرچه سریعتر به کاروبارت برسی. نمایشگاه رسم جالبیست.
چرا آی تی نویس نشدم ؟ واسه اینکه جو کلی آیتی نویسی بزبان فارسی مترادف وب و کاربردهای اونه که البته ایرادی نداره. اما به اون معنی من وبی نیستم. البته از زمانی که امکانش را داشتم تا به امروز میشه گفت که اینترنت جزو جداییناپذیر زندگیم بوده،همیشه هرروز هرشب، موقع خوشی و ناخوشی؛ وبگردی باهدف و بیهدف تسکینی بوده هرچند ناکافی، اما مثل مرفین، که ناهنجاری شرایط زندگی روزمره رو سمبادهزده و تیزی لبهها رو نرمکرده و خب البته که تاحدی. میتونم بگم هروقت اشخاصی رو میبینم که بیزنس تحت وب دارند، کمی غبطه میخورم به همه تایمی که صرف کردم بیهوده و بینتیجه. شاید بگین تند میرم ولی واقعا وقتی مقایسه میکنم، واقعا! در مقایسه با اون اشخاص وقت خیلی کمتری صرفنکردم! بیهدفیش امروز آزاردهنده است و گاهی اوقات هم بیشترازین.
اساسا وب دویی نیستم، هرکسی یه جوریه. مقوله شیرینگ درموردم همیشه زوریبوده! هرچند آفلاین خیلی بیشتر اهل شیرینگ هستم اما نه اونقدر که نرمال باشه، اونهمه سال میشنیدم که میگفتن این بابا خیلی توخودشه! حالا که برای وب دویی نبودن دلایل شغلی هم دارم! که دیگه هیچی، البته کمی تا قسمتی.
حالا چرا میگم وب دویی؟ اگر اهل کار باشید که تابلوئه و گفتن نداره اگرم خیلی اهل اینترنت و وب نباشید و اتفاقی به این نوشته رسیدید، خدمتتون عرض کنم که وب امروزه یعنی بهاشتراکگذاری. حالا اگر نه صددرصد حداقل نود درصد. حسابش ازکجا اومد؟ از همونجایی که دیگرون درصداشونو میارن! اشتراک گذاری چهچیزی؟ هرچی که فکرشو بکنی. از چی و کی تا کجا و چطور.
چرا آی تی نویس نشدم؟ واسه اینکه از حلقه رفقا، هیشکی اهلش نبود که من بنویسم و اونا ببینن و مشارکت کنیم و بنویسن و درواقع تا همین اواخر هیچکدوم از اشخاصی که آفلاین میشناختمشون وبلاگ یا سایت و این چیزا نداشتن، موضوعشون فوقش ساختن یوزر اکانت واسه اینترنت دایلاپ بوده!
زمینه شغلیم چیه؟ آی تی.
دو تا تصویر که شرکت سان به مناسبت ماه رمضان برای مشترکین ایمیل میکنه، سرچ کردم اما کارهای شرکتهای دیگه رو ندیدم. چون سان رو دوست دارم کارهاش بنظرم جالبن! تا نظر دیگران چی باشه!
سیستمعامل و نرمافزارها امروزه تفاوتهای عمدهای دارند با مثلا ده یا دوازدهسالپیش. علیرغم بحث حقثبتاختراعات، اگر روند رشد سیستم هایمختلف را دنبال کردهباشید، متوجه تشابهاتبسیارزیاد نرمافزارهای اساسی و سیستمهایامروزی میشوید، این تفاوتها ده تا دوازده سال پیش واقعا محسوس بودند. در سویی دیگر، صنعت اتوموبیل و صنعت لوازمالکترونیکی را درنظربگیرید، تمام تولیدات استاندارد و موفق و بعبارتی هرمحصولی که بخواهد مصرفکننده داشتهباشد، درمواردپایه و بنیادی از یک سطح قابلقبول و موردتوقع مصرفکنندگان برخوردار است. صنعت نرم افزار دربسیاری از شاخهها بدینسطح رسیده و باقیموارد هم زماناندکی میطلبد و نه بیشتر.
در زمینهوب، این گفته واضحتر است چون تغییرات با سرعت بیشتری بوقوع میپیوندند. شما امروز به سختیمیتوانید سرویس یا کاربردی را پیداکنید که یگانهباشد و پس از مدتی کوتاه یگانه و تک باقیبماند. بعنوان مثال سرویس شخصیسازیصفحات، که توسط ارائهدهندههای پرشمار روی وب قابل دسترسیست، تفاوتکلیشان؟ همهچیز بسته به نیازها و علایق و سلیقهشماست. سرویسی هست که ارائهدهندهش سعیمیکند درزمینهی ارائه اولینباشد درحالیکه درهمانزمان تعدادخیلیبیشتری از ارائهدهندگان دستنگهداشتهاند تا نتیجهی کار را ببینند و هرچند دیرتر اما با اطلاع کاملتری از مسائلموجود همان سرویس را به شیوهخودشان ارائهکنند؛ تفاوتها بسیار کمشمارند و اغلب هم اهمیتشان طیفخیلی گستردهای را تحت تاثیر قرارنمیدهد. این تطابق با خواستهها و نیازهای کاربراناست که اهمیتدارد.
از من بپرسید میگویم این مسئله که شما از چه سیستم عاملی استفادهمیکنید از اهمیتزیادی برخوردارنیست. اگر واقعا انتخابتان این است که حرفهای باشید، پس اهمیت ماجرا در روش و نتیجه کارست. اگر با استفاده از جیمپ نتیجهکارتان با کاربرحرفهای فتوشاپ یکیست، باقی قضایا اهمیت ندارد. اگر برنامهنویس هستید باید بدانید درجهانامروز رقبای سرسختی دارید. اغلب آدمهای معروف این زمینه درجوانی شروع کردند به نتیجهدادن. شاید تنها زمینهای در آیتی که آدمهای معروفش در سنین بالا به موفقیت رسیدند، مدیریت باشد. مدیرهای موفق در جوانی کارنامه مناسبی داشتند و در سنین میانی ماموریتهای غیرممکن را ممکنکردند. اغلب میلیونرها یا بنیانگذاران سرویسهایمعروف شاید اگرنگوییم همگی، اکثرشان جوان هستند.
سیستمعامل که برای کاربر نوشتهشده، قرار است کمککند تا کاربر امور موردنظرش را انجامدهد. تسلط به سیستمعاملی که استفادهمیکنیم افتخارچندانینیست، هرسیستم عاملی در سطح کاربر مدتزیادی لازمندارد تا بقول معروف حسابی خبرهشوید، چون بهرحال سیستمعامل را باتوجه بهاین نکته وجودآوردهاند که کابر بتواند با کمی توجه شروع به استفادهحرفهای کند از سیستم. شما چطورمیخواهید از یک اتوموبیل استفادهکنید؟ بعنوان مکانیک؟ راننده حرفهای؟ یا کسی که سوار اتوموبیل میشود به محلکارش میرود و برمیگردد؟ ممکن است کمی دو دل باشیم، پس کناری بایستیم و تصمیم بگیریم. احتمالا میشائیلشوماخر در برههای از زندگیش تصمیمگرفته که علاقهاش به اتوموبیل در چه جهتیست و سریع واردعمل شده. مطمئنا اتوموبیلی که او برای عبورومرور در شهر استفادهمیکند یک فرمولوان نیست، دخلی هم ندارد به موضوع. ازطرفی دیگری علاقه دارد که در طراحی اتوموبیل دستی داشتهباشد، دیگری گرایش اتومکانیک دارد و خلاصه هرشخص دنیا را از دیدگاه خودش مینگرد. دیدگاهها، نیازها و خواستههای مردم، احتمالا کمی با شما مشابهت دارد نه بیشتر، بسیارخوب اگر دوستانیدارید که علایق مشترکی با شما دارند، موقعیت خوبیست. اما همه آیا موقعیتی مشابهشما دارند یا نیازها و افکاری مشابه؟
مسائل قابلتعمق? استفاده بهینه از امکانات. صرف نظر ازینکه از چه سیستمعاملی استفادهمیکنیم، همگی ما در زمینههایی مشترکیم، مثل عادتهای مشترک و تقریبا همسان در استفاده از اینترنت. کاربران تمامجهان عادتهایی مشترکدارند در استفادهکردن و استفادهنکردن از امکانات مورد دسترسشان، مثل کدباز و کدبسته. تفاوت یک نرمافزار یا سرویس کدبسته با یک سرویس یا نرمافزار کدباز درچیست؟ احتمالا جواب را دارید اما شاید مثلمن منتظر این باشید که نتایجبیشتری هم ببینید.
این نظریه وجود دارد که شبکه های اجتماعی فقط وقتتان را تلف میکنند اما من اینطور فکرنمیکنم. به نظرمن وقتی شخص بخواهد وقتش را تلف کند بالاخره انتخابی دارد و شیوهای. این شخص میتواند بهرحال بهشیوهای به هدفاش برسد آگاهانه یا ناخودآگاه. من امروز استفادهکنندهی جدی و حرفهای شبکههای اجتماعینیستم اما به این فکرمیکنم که کاش آنزمانی که هموقت و هم انگیزهاش را داشتم، این شبکهها به قوتامروز وجود داشتند.
نکتهی دیگر. فکرمیکنم شخصی مثل علیرضاشیرازی بهتر از من، فواید و مختصات سیستمی مثل بلاگر یا وردپرس را میداند. طبیعیست که به بعضیحرفها واکنش منفی نشانبدهد. من نه ایشان را دیدهام و نه میشناسم. اما اگر من دربلاگفا مینوشتم و امروز در وردپرس مینویسم، احیانا او که خودش بلاگفا را نوشته، از دانش و ابزار لازم برای درک تفاوتهای سیستممتفاوتی مثل وردپرس برخوردارست. گاهی فکرمیکنم بعضینوشتهها دوست دارند ازو اعتراف بهشکست بگیرند بشیوهای که دوستدارند، همین.
نویسنده زنده ویندوز نام نرم افزار جدیدی از کمپانی ماکروسافت است که کاربر خود را قادر میسازد قابلیتهای وبلاگش را افزایش دهد و آن را برای بازدیدکننده اش سرگرم کنندهتر سازد.این نرم افزار، کاربر را قادر می سازد که مطلب خود را بنویسد و پیش از انتشار آن بداند که پس از انتشار، دقیقاً به چه شکلی درخواهد آمد. نویسنده زنده ویندوز، ساختار وبلاگ شما را می شناسد، مثلاً کاملاً با مدل تیتربندی، فونتها، رنگها، تصاویر پس زمینه، پاراگراف بندی ها، فاصله ها و حاشیه های آن آشنایی دارد و شما را قادر می سازد که مطلب خود را با استفاده از این ساختار ویرایش کنید.
کاربر این نرم افزار همچنین می تواند با استفاده از آن تصاویری را نیز در وبلاگش منتشر کند.
+ سایت دانلود و تصاویری از نرم افزار
+ منبع : سپیده جدیری از CHN

+ نمیدونم دو ماه پیش بود یا سه ماه؛ تاریخش را اینجوری یادم مونده، شب بازی آرسنال و بارسلونا بود، فینال چمپیونزلیگ.
دقیقۀ هشتاد و چندم بازی بود که دیگه بازی را دنبال نکردم و این تصویر قسمتی از ماجراست !
سایت دانلود دات کام، تعداد دفعات مدیا پلیر یازده، صفر مرتبه. ساکت موندم و اول دانلودش کردم، بعد دویدم پیش بچه ها که توی دانلود دات کام، من اولین دانلود کنندۀ مدیاپلیر جدید بودم! باید جزو عشاق نرمافزار باشی تا بدونی چطوریه!
البته قبل از دانلود هم، اول تصویر صفحه را ذخیره کردم و این سند تاریخی را نگهداشتم! مگر چند بار همچین چیزی پیش میآد!

+ البته و صد البته این کار چیزی نیست در برابر امیر نادری که از تهران راه افتاد تا لندن، برای اولین بلیت اودیسۀ کوبریک، که از دست خود اون مرحوم مغفور منور، بلیط را گرفت ، کوبریک اصرار میکرد نادری مجانی فیلم را ببینه، اما نمیدونست که بنده خدا امیر نادری چطوری برای این بلیط رسیده اونجا و خود بلیط هست که براش نشانه است .